تبليغاتX
 یک آغاز

اينبار

جز شاخه هاي شب بوي توي گلدان

 و

ماهي قرمز تنگ بلور

چيزي بهار را به خاطرم نمي آورد.

خسته تر از هر سال باز زمزمه می کنم :

 

"يا مقلب القلوب والابصار"...

 

|+| نوشته شده توسط ستاره کوچولو در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت 20:47  
 سکوت

 

صدا مي كنم، گوش مي كنی
بغض مي كنم، نگاه مي كني

نگاه مي كنم، نهان مي شوي

وصل مي شوم، رها مي كني
رها مي شوم تو راه مي شوي 

سكوت مي كنم، سكوت مي كني

سكوت مي كني
سكوت مي كني

اين است راه من... اين است راه تو 
سکوت است میراث من
سکوت است آیین تو.

|+| نوشته شده توسط ستاره کوچولو در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 و ساعت 22:9